.

عجب صبری خدا داده 3

هیچ نمی دونم کردار این روزهای رها رو به پای مرحله جدیدی از استقلال و رشدش بزارم یا لجبازی و یک دنگی تلقی کنم.

"خودم می تونم" ، " خودم بلدم" ، "بزار خودم انجامش بدم" ، خودم، خودم .... شعار جدید رهاست.

"چرا تو چراغ اتاقمو خاموش کردی؟ خودم می تونم" میره لبه تختشو دوباره چراغ رو روشن می کنه و اینبار خودش خاموشش می کنه.

"خودم بلدم در دستشویی رو باز کنم، خودم می تونم خودمو بشورم" اگر برم سرم جیغ می کشه و اگر هم نرم کل دستشویی رو خیس اب می کنه

" من تلفنو جواب می دم، چرا تو جواب دادی؟" اگر قبل رها گوشی رو بگیرم، از دستم می گیره و قطعش می کنه تا طرف دوباره زنگ بزنه و اینبار خودش گوشی رو جواب بده.

لباس هاشو خودش باید بپوشه، کفشاشو خودش باید پاش کنه، وسایل تو کیفشو خودش باید انتخاب کنه و هر چقدر هم که عجله داشته باشیم اصلا براش مهم نیست.

خودش باید لیوان آبشو از یخچال پر کنه حتی اگه نصف شب تشنه شه و آب بخواد، اگر شیر یا دنت ای رو که می خواد طبقات بالایی یخچال باشه باید بغلش کنی یا بدی دستشو خودش دوباره بزاره طبقه پائین تر و از نو برش داره

اگه جورابشو نتونه کاملا صاف بپوشه داد و قال سر می ده که چرا این جورابه خرابه، چرا با وجود صندلی زیر پاش به جایی که می خواد نمی رسه و چرا فلان وسیله سنگینه و نمی تونه جابجاش کنه. اجازه صحبت و کمک هم بهم نمی ده.



گاهی کلمات عجیب و غریب و بی معنی زیادی از نوع رها درآوردی تو حرفاش می یاره.
چند روزی کم غذا شده بود، می گم چی دوست داری برات بپزم که بخوری؟ به طور کاملا جدی می گه: "اُچِن" ، می گم چی؟؟؟؟چی هست خب؟ می گه: "اُچِنه دیگه". خب چه جوریه، مث چه غذاییه؟ می گه: "مث هَرچکاکه". توش چیا داره تا بریزم تو قبلمه؟ می گه: "توش بُورینگ داره، فُوراح داره" بعد غش غش می خنده و می گه" برام اُچِن درست می کنی؟"
سرکاریم اساسی آ.....

/ 3 نظر / 37 بازدید
دلارام

اگر دلت گرفت سکوت کن !! این روزها هــــــــیچ کــــــــس معنی دلتنگی را نمیفهمد!!!!! وبموتازه راه انداختم.سربزن ونظربده منتظرم ها![لبخند]

مریم مامان سروش

حالا شما اُچن بلد نیستی چرا از دست بچه نالونی؟[قهقهه]تازه راهنمایی هم کرده[بغل].